عبدالله مستوفى

124

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

پيدا ميشد ، بنرخ روز نان ميخوردند « 1 » و باطنا ضديت و همراهى با اين دشمن ، يا دوست ميكردند . چنان كه در جنگ روس و ژاپن ، انگليسها كاملا طرفدار ژاپونيها بوده و تا حديكه كار بجنگ بين روس و انگليس منجر نشود ، بژاپونيها كمكهاى مادى و معنوى ميكردند . فرانسوىها هم در اين جنگ ، با روسها ، همين معامله را مجرى ميداشتند و قريب دو سه هزار ميليون فرانك بروسها قرض داده بودند و در حين جنگ هم دنبالهء استقراضهاى روسيه از فرانسه ادامه داشت . گذشته از اين ، روس‌ها در دول بالكان هم بواسطهء نجات دادن آن‌ها از تحت سلطهء دولت عثمانى ، هواخواهان ديگرى در مقابل اطريش و آلمان و ايتاليا براى خود داشتند . گذشته از اينكه حقشناسى آنها مستلزم هواخواهى از روسيه بود ، اسلاو بودن اكثر آن‌ها هم كمك به اين هواخواهى ميكرد . به حدى كه گفتگوى ازدواج گراندوشس الگا دختر امپراطور روس براى شاهزاده وليعهد رومانى نيز در كار بود كه اگر جنگ‌هاى بين الملل و برهم خوردن سلطنت روسيه و از ميان رفتن موضوع در كار نبود ، اين وصلت صورت خارجى پيدا ميكرد . تشكيلات دولتى روسيه اساس تشكيلات دولت روس در اينوقت ، با كمى پس و پيش ، همان تشكيلات پطر كبير بود و وزراء را امپراطور تعيين ميكرد . يك شوراى دولتى و يك مجلس سنا هم بود كه عزل و نصب اعضاى آن هم با امپراطور بود . در اينوقت روسيه قوانين و نظامات مرتبى داشت كه رعايت آنها براى عموم محاكم ، از صلحيه تا تميز ، حتمى بود . قوانين در شوراى دولتى تهيه شده و سناى امپراطورى آن را تصويب كرده ، بموجب دستخط امپراطور كه باوكاز معروف بود ، حتمى الاجراء ميگرديد . پس امپراطور همه‌كاره بود ولى دربارىها و رجال درجه اول حول‌وحوش او نميگذاشتند كه قوانين و نظامات در كشور مجرى گردد و بواسطهء نفوذى كه داشتند ، هريك بوسيلهء احكام و اوكازهاى مخصوص امپراطورى ، كار را از مجراى طبيعى خود خارج ميكردند . بخصوص در سلطنت نيكلاى دوم ، دربارىها از نيكمردى و بىآزارى او سوءاستفاده كرده و خود و اطرافيانش در كارهاى عمومى حيف و ميل زياد رواميداشتند . در پاره‌اى از شهرهاى سيبريه محبسهائى ساخته بودند ، اين محبسها براى آبادى سيبريه در اين قسمت از مملكت بنا شده بود كه اشخاصيكه به آنجا تبعيد و يا از حبس مرخص ميشوند ، آنجا را آباد كنند . ولى درباريها ، بهواى نفس و صرفهء خود ، هركس را مى - خواستند به اين محبس و منفاها ميفرستادند . فلان دربارى با يكى از بستگان او اگر طمع بمال و ناموس تاجر يا فلاحى ميبست و او تن درنميداد ، بوسيلهء نظميه ، براى او دوسيه

--> ( 1 ) - نان بنرخ روز خوردن ، كنايه از رفتار بمناسبت زمان و محيط كردن و همان كاريست كه انگليسها هميشه در سياست خود به كار مىبندند . هروقت مصلحت اقتضا كند به پيمانهاى بسته شده اهميت ميدهند و هروقت اقتضا نكند بر خلاف آن رفتار مىنمايند . ساير ملل هم هريك بتوانند ، بايد با او همين معامله را بنمايند . كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است .